علوم و فناوری های شناختی

  • ۰
  • ۰

 

بخشی از زندگی یک نوجوان مبتلاء به  اعتیاد به بازی های رایانه ای و روند درمانی او را ببینید  

 

 



مدت زمان: 4 دقیقه 49 ثانیه

  • سید محمد بطحائیان
  • ۰
  • ۰

«روان‌شناسی اجتماعی این قرن، درس مهمی به ما می‌دهد: غالباً شرایط و موقعیتی که فرد در آن قرار می‌گیرد بیشتر از این که او چه جور آدمی است، تعیین کننده عملی است که انجام خواهد داد.»، اگر فردی از موضع قدرت به شما فرمان دهد که شوک الکتریکی 400 ولتی به فرد دیگری بدهید، آیا فرمانش را اجرا خواهید کرد؟ بسیاری از افراد قاطعانه به این پرسش پاسخ منفی خواهند داد امّا استنلی میلگرام، روان‌شناس دانشگاه ییل، به یک سری آزمایش فرمانبرداری در خلال دهه 1960 دست زد که نتایج تعجب برانگیزی به همراه داشت. 

آزمایش استنلی میلگرام یکی از آزمایش‌های کلاسیک تاریخ مدیریت است که در آن به «روانشناسی اطاعت» پرداخته می‌شود. آزمایش با یک قرعه‌کشی ساختگی میان شخص داوطلب و شخص دیگری که در واقع همدست محقق بود ولی خود را داوطلب جا می‌زد، شروع می‌شد. از داوطلب خواسته می‌شد که از میان دو ورقه کاغذ یکی را انتخاب کند تا نقش او (معلم/یادگیرنده) در آزمایش مشخص شود. از آنجایی که روی هر دو ورقه نوشته بود «معلم»، همدست محقق همیشه ادعا می‌کرد که روی ورقش «یادگیرنده» نوشته شده، و بدین ترتیب همیشه داوطلب «معلم» انتخاب می‌شد.

هر شرکت کننده در نقش یک «آموزگار» قرار می‌گرفت که می‌بایست هر بار که «شاگرد» پاسخ نادرست می‌داد به او شوک می‌داد. شرکت‌کنندگان فکر می‌کردند که شوک واقعی به شاگرد می‌دهند امّا شاگرد در واقع همدست آزمایش کننده بود و تنها وانمود می‌کرد که شوک به او داده شده است. همچنان که آزمایش پیش می‌رفت، آموزگار صدای شاگرد را می‌شنید که التماس می‌کرد او را رها کنند و یا حتی از درد قلبی شکایت می‌کرد.

میلگرام با اجرای این آزمایش می خواست پی ببرد افراد تا چه اندازه از دستورات یک مافوق قانونی هنگامی که فرامین اش خشن و حیوانی می شوند، اطاعت می کنند. نتایج حاصله حاکی از آن بود که همه ما قادریم در سایه اقتداری مشروع و اطاعت پذیر، اصول و ارزش هایمان را نقض کنیم.




  • سید محمد بطحائیان
  • ۱
  • ۰

‏تبدیل جانور به موجودی قاتل با دستکاری مغز: " تحریک دو مدار عصبی در مغز موش و تغییر کارکردشون ، قاتل درونش رو بیدار کرد” 

فیلم زیر را ببینید، کدام قسمت مغز را باید دستکاری کرد تا انسان ها به افرادی مثل داعش تبدیل شوند؟!

 

 

مدت زمان: 20 ثانیه 

 

  • سید محمد بطحائیان
  • ۱
  • ۰

 

در فیلم زیر کنترل مغز موش از راه دور را مشاهده می کنید و اینکه چگونه می توان مغز را تحت تاثیر قرار داد تا در تصمیم گیری موش تاثیر کذاشت :

 

مدت زمان: 1 دقیقه 8 ثانیه

 

از دیدگاه علوم شناختی نقش رسانه باید همانند ویدیو بالا باشد 👆🏿👆🏿یعنی همان دستگاهی که بر روی سر موش قرار داده شده است  و  هر زمان کنترل کننده دستگاه اراده کند موش همان کار را انجام میدهد، یعنی برنامه های یک رسانه باید طوری بر ذهن و مغز مخاطب تاثیر بگذارد که مخاطب بدون مقاومت، نتیجه‌ای که رسانه دنبال می‌کند را بپذیرد.

البته بقول دکتر خرازی رسانه باید هنرمندانه به مخاطب خود قدرت تحلیل، شناخت و آزادی انتخاب بدهد و این مسأله موجب ماندگاری پیام خواهد شد. القای غیر‌مستقیم پیام از ترفندهای رسانه‌های امروزی است.

  • سید محمد بطحائیان
  • ۱
  • ۰

آزمایشی جالب: مغز ما تفاوتی بین واقعیت و تفسیر واقعیت قائل نیست؛ اگر درد را تصور کنید آن را احساس خواهید کرد! 



دریافت

مدت زمان: 2 دقیقه 15 ثانیه 
  • سید محمد بطحائیان
  • ۱
  • ۰

آیا ما قادریم درون ذهن یک تروریست را مشاهده کنیم؟

اسکات آتران(Scott Atran) آمریکایی انسان شناس، سال ها از عمرش را صرف درک دشمن کرده است

او که رابطه نزدیکی هم با ارتش این کشور دارد اقدام به بررسی دلایل پیوستن گروه های مختلف از جوانان غربی و حتی خاورمیانه به داعش کرده است. وی در سال 2016میلادی به عراق رفت تا بتواند درباره تروریست ها بیشتر تحقیق کند، او با افراد دستگیر شده داعش به گفتگو نشست و از آنها آزمونهای متعددی گرفت تا بتواند میزان قدرت این گروه را ارزیابی کند.فیلم زیر را ببینید 👇👇👇


چگونه ما قادر به تشخیص یک انسان هستیم؟ 

👇


  • سید محمد بطحائیان
  • ۱
  • ۰

اوتیسم چیست

اوتیسم چیست؟ علائم تشخیصی در کودک اوتیسم چیست؟ با کودک اوتیسم چگونه رفتار کنیم؟ چگونه ربات و هوش مصنوعی به درمان کودکان اوتیسم کمک می کند؟


برای پاسخ به سوالات بالا حتما فیلم زیر را ببینید که در سه قسمت برایتان قرار میدهم👇👇 این فیلم را  حتما ببینید تا هم یاد بگیرید و هم بتوانید به دیگران در تشخیص کودکان اوتیسم کمک کنید👇

قسمت اول :


قسمت دوم:


قسمت سوم:


  • سید محمد بطحائیان
  • ۱
  • ۰

قسمت اول فیلم میگه وقتی بچه را در کلاس های مهد کودک گذاشتم ارتباط و بازی کردنش بهتر شده و قسمت دوم کارشناس میگه آموزش در مهدکودک ها زیاد خوب نیست ولی هر دو قسمت یه موضوع مشترک داشتند و اون اینکه وقتی بچه بازی میکنند  در پیشرفت ذهنی آنها و یادگیری آنها موثر است میگه حتی جانوران هم با بازی یادمی گیرند، فکر میکنم میگه در بازی که هیجان کودک دخیل است یادگیری موثر است ولی تنها صرف آموزش هایی مثل نشان دادن کارت به بچه ها در یادگیری آنها موثر نیست و آنها را خسته میکند

فیلم را ببینید:


خلاصه این فیلم میخواد بگه بازی با بچه ها چه در خانه و چه در مهدکودک در یادگیری کودک موثر است و قدرت تخیل آن را بالا میبرد یعنی یادگیری از طریق هیجان.

  • سید محمد بطحائیان
  • ۱
  • ۰

مقاله زیر که توسط شرکت سیسکو تهیه شده است به پژوهش های انجام شده درمورد عوامل موثر در یادگیری از طریق مالتی مدیا می پردازد و نحوه کارکرد مغز در یادگیری را بیان می کند . شرکت سیسکو یه شرکت حرفه ای در زمینه تجهیزات شبکه و امنیت شبکه است و در سراسر جهان یک برند معروف در این زمینه است ، ورود همچین شرکتی در زمینه شناختی خودش جای تحلیل دارد . به هر حال هدف معرفی این مقاله است و امیدوارم موفق شوید آن را مطالعه کنید. خلاصه ای از این مقاله در ادامه آورده ام.


این مقاله می پردازد به اینکه عملکرد مغز انسان در یادگیری و حافظه چگونه است؟ انسان ها چطور یاد می گیرند و چه عواملی در آموزش از طریق مالتی مدیا(multimedia)  نقش دارد؟ همچنین سه نوع حافظه را در انسان معرفی می کند شامل حافظه حسی(sensory memory)، حافظه فعال(active memory) و حافظه بلند مدت( long-term memory)  و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر را توضیح می دهد.

این مقاله همچنین سه تئوری شناختی یادگیری چند رسانه ای مطرح می کند:

 تئوری کانال دوگانه(Dual processing): طبق این مدل انسانها مطالب شنیداری و دیداری را جداگانه مورد پردازش قرار می دهند. و پردازش اطلاعات در دو کانال مجزا(شنیداری و دیداری) وجود دارد. بر طبق این فرضیه اطلاعاتی که قابل رمزگردانی به هر دو صورت تصویری و کلامی هستند آسان تر آموخته می شوند زیرا پردازش همزمان دو کانال باعث می شود یادگیری در انسان تقویت شود .


تئوری ظرفیت محدود(limited capacity): طبق این فرضیه میزان اطلاعاتی که افراد می توانند هر بار در هر یک از کانال ها پردازش کنند محدود است. بنابراین طبق این فرضیه یادگیری فراگیران از کلمات و تصاویر بیشتر از کلمات صرف است.

همچنین پر شدن هر یک از این دو بافر کلامی و تصویری ، منجر به اضافه بار شناختی(cognitive overload) می شود. بخاطر همین است که بهره وری یا کارآیی انسانها در multi tasking کاهش می یابد مثلا در رانندگی افراد هم رانندگی می کنند و هم با موبایل ایمیل می زنند یا پیغام می دهند احتمال تصادف خیلی بیشتر است . این خطاهای انسانی در کارهایی که پیچدگی زیاد دارند بیشتر اتفاق می افتد.

تئوری پردازش فعال(active procrssing): این تئوری می گوید تلفیق و سازماندهی اطلاعات ورودی به مغز با دانش موجود و قبلی انسانها، از جمله فرایند های شناختی است.

در ادامه اصول میر برای آموزش چند رسانه ای مطرح می کند که به بعضی از آنها در اینجا اشاره می کنم:

- Multimedia Principle :

  یادگیرندگان درسی را که شامل تصاویر و کلمات است بهتر یاد می گیرند  تا درسی که فقط شامل کلمات است.

- Spatial Contiguity Principle :

 افراد زمانی بهتر یاد می گیرند که تصاویر و توضیحات مربوط به آنها کنار یکدیگر در یک صفحه قرار بگیرند. بجای اینکه از یکدیگر دور باشند یا درصفحه دیگر قرار بگیرند.زیرا لازم نیست فراگیران برای جستجو تصاویر و کلمات مرتبط از منابع شناختی خود استفاده کنند.

- Coherence Principle :

 افراد زمانی بهتر یاد می گیرند که مطالب اضافی و زائد از درس حذف شوند.

- Modality Principle :

 یادگیرندگان هنگامی درسی را که شامل انیمیشن و نریشن(گفتار) روی آن است بهتر یاد می گیرند که کلمات روی انیمیشن یا تصویر نمایش داده شودزیرا کانال کلامی و تصویری بصورت جدا پردازش می شود و یادگیرنده این فرصت را دارند تا بازنمایی ذهنی کلمات و تصاویر ارائه شده را بطور همزمان در حافظه فعال خود داشته باشند و در نتیجه ارتباط ذهنی بین این بازنمایی های کلامی و دیداری برقرار می شود و یادگیری بهتر صورت می گیرد.

- Redundancy Principle

 یادگیری فراگیران از انیمیشن و گفتار بهتر از انیمیشن، گفتار و متن نوشتاری است. هنگامی که کلمات و تصاویر هر دو بصورت دیداری ارائه شوند کانال دیداری دچار اضافه بار شناختی خواهد شد.

  • سید محمد بطحائیان
  • ۱
  • ۰

هب اولین نظریه پردازى است که عمدتا بر مباحث عصبی-فیزیولوژیکى تأکید مى ورزد و همچنین نظریه او به رویدادهاى شناختى نیز وابسته است. نظریه او باعث پیوند علم عصب شناسی با روانشناسی شده است که امروزه از آن تحت عنوان "نوروپسیکولوژی" یاد می شود.

heb

هِب در 22 ژوئیه (جولاى) 1904 در چستر واقع در استان نوا اسکوتیاى کانادا متولد شد. او در 1925، درجه لیسانس خود را از دانشگاه دال هوزى دریافت کرد. هب در ایام تحصیل خود در دانشگاه مک گیل با روش پاولفى آموزش دید و پس از نوشتن رساله اش درباره کارهاى پاولف، در سال 1932 به اخذ درجه فوق لیسانس نائل آمد. او در سال 1936 درجه دکترى (Ph.D) خود را از دانشگاه هاروارد گرفت.

هب در سال 1980، پس از پنج سال مطالعه بر روى بیماران (1942-1937)، به نتیجه اى درباره یادگیرى رسید که بعدها بخش مهمى از نظریه او شد: «تجربه دردوران کودکى به طور طبیعى مفاهیم، روشهاى تفکر و راه هاى ادراک را به وجود مى آورد که بر روى هم هوش را مى سازند. صدمه وارد شدن به مغز کودک به این فرآیند لطمه مى زند، اما همان صدمه مغزى پس از بلوغ تأثیر بد کودکى را ندارد».

  • سید محمد بطحائیان